آنکه سیمای مانند سیم دارد . نقره گون سیما . سپید چهره .
سیمین سیما
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
سیمین سیما. ( ص مرکب ) آنکه سیمایی مانند سیم دارد. نقره گون سیما. سپیدچهره :
بر مشک زنم بوسه و بر سیم نهم روی
ای مشکین زلفین من ای سیمین سیما.
بر مشک زنم بوسه و بر سیم نهم روی
ای مشکین زلفین من ای سیمین سیما.
مسعودسعد.
کلمات دیگر: