کلمه جو
صفحه اصلی

دهمقه

لغت نامه دهخدا

( دهمقة ) دهمقة. [ دَ م َ ق َ] ( ع مص ) شکستن چیزی را و بریدن. || نرم گردانیدن زه را. || نیک پختن طعام را و تنک و نرم گردانیدن. || خام پختن طعام را، از لغات اضداد است. || آراستن و نیک گردانیدن کلام را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

دهمقة. [ دَ م َ ق َ] (ع مص ) شکستن چیزی را و بریدن . || نرم گردانیدن زه را. || نیک پختن طعام را و تنک و نرم گردانیدن . || خام پختن طعام را، از لغات اضداد است . || آراستن و نیک گردانیدن کلام را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).



کلمات دیگر: