کوچو. ( اِخ ) پسر اوکتای قاآن بن چنگیز.( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). اوکتای بمناسبت علاقه ای که به کوچو پسر سوم خود داشت ، او را در ایام حیات ولیعهد خویش قرار داد، ولی کوچو قبل از فوت پدر درگذشت و اوکتای پسر او شیرامون را که طفلی خردسال بود به این مقام برگزید. ( از تاریخ مغول اقبال ص 151 ). رجوع به تاریخ جهانگشای جوینی ج 1 حاشیه ص 206 شود.
کوچو
لغت نامه دهخدا
دانشنامه عمومی
کوچو، روستایی از توابع بخش تلنگ شهرستان قصرقند در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
این روستا در دهستان تلنگ قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۴۱ نفر (۵۱خانوار) بوده است.
این روستا در دهستان تلنگ قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۴۱ نفر (۵۱خانوار) بوده است.
wiki: ژاپنی (نِنگُو) بود. این عصر بعد از بونئو و قبل از بونئی قرار داشت و از فوریه ۱۲۶۱ تا فوریه ۱۲۶۴ میلادی به طول انجامید. در طی این عصر امپراتور کامه یاما، امپراتور ژاپن بود.
wiki: کوچو (دوره)
کلمات دیگر: