راضیه بیگم، دختر سوم شاه سلطان حسین از فِردا سلطان بیگم بود که در سال ۱۷۰۰ میلادی در اصفهان به دنیا آمد. او خواهرناتنی و بزرگتر شاه طهماسب دوم و عمه شاه عباس سوم و هم چنین همسر نادرشاه افشار و ملکه او به مدت ۱۲ سال بود.
کتاب نادرقهرمان بی آرام، پادشاه ناکام، ناصر انقطاع. بخش اول، دوم، سوم و چهارم
راضیه بیگم در سال ۱۷۰۰ میلادی در اصفهان به دنیا آمد و از همان سنین کودکی درنزد بهترین عالمان آن زمان تعلیم دید. او ازهمان کودکی به مسائل سیاسی علاقه مند بود و به دلیل زیرکی و هوش زیاد درنزد پدرش بسیار عزیز بود.
در سال ۱۷۱۸ پادشاه گرجستان سربه شورش برداشت و شاه برای کنترل بر روی سرزمین گرجستان راضیه بیگم را به عقد داوودخان، شاهزاده ولیعهد گرجستان درآورد. در سال ۱۷۲۲ افغان ها اصفهان، پایتخت صفویان را فتح کردند. راضیه در اواخر همین سال همسرخود را ازدست داد. راضیه بهقزوین پایتخت برادرش شاه طهماسب دوم رفت و به عنوان مشاور او، وی را راهنمایی کرد. در سال ۱۷۲۶ شاه جوان با نادرقلی، رئیس ایل افشار هم پیمان شد. نادر در سال ۱۷۲۹ اصفهان را فتح کرد و مرزهای ازدست رفته امپراتوری صفویه را مانند سابق بازگرداند. در سال ۱۷۲۹ راضیه بافرمان برادرش با نادر ازدواج کرد. ثمره این ازدواج یک دختر بود که در سال ۱۷۳۰ به دنیا آمد. در سال ۱۷۳۲ به فرمان نادر شاه طهماسب دوم از سلطنت برکنار شد و پسر شیرخواره اش شاه عباس سوم به سلطنت رسید و نادر نایب السلطنه شاه جوان شد و راضیه اداره حرم سرا را برعهده داشت اما شاهپوری بیگم مادرشاه قصد داشت که خود نایب السلطنه پسرش شود و اداره حرم را دردست داشته باشد اما موفق نشد و نادر سرانجام شاه عباس را در سال ۱۷۳۶ ازسلطنت برکنار کرد و دولت افشاریه را تأسیس کرد.
راضیه بیگم ازسال ۱۷۳۶ تا سال ۱۷۴۷ به مدت تقریباً ۱۲ سال ملکه ایران و دربار افشاریان بود، نادرشاه نیز به او علاقه مند بود و او عامل ارتباط میان خاندان صفوی و افشاریان بود. در سال ۱۷۴۷ نادرشاه کشته شد و عادل شاه برادرزاده اش به سلطنت رسید و راضیه فرمانروای مشترک افشاریه شد اما راضیه که ترس کشته شدن شاهرخ میرزا خواهرزاده خود را داشت، با حمایت از شاهرخ عادل شاه را از سلطنت برکنار کرد و شاهرخ به سلطنت رسید اما حکومت او نیز دوامی نیاورد و یک سال بعد با شورش سلیمان میرزا عمه زاده راضیه از سلطنت برکنار و نابینا شد ولی دوماه بعد به فرمان راضیه بیگم او ازسلطنت برکنار شد و چندماه بعد ابوطراب میرزا فرزند مریم بیگم خواهر کوچک راضیه بیگم با حمایت وی و کریم خان زند، ابوالفتح خان بختیاری و علی مرادخان بختیاری به سلطنت رسید، اما در سال ۱۷۵۲ شاه حسین دوم، که فرزند کوچک شاه طهماسب دوم بود، ادعای سلطنت کرد و راضیه بیگم نیز از او حمایت کرد اما وی یک سال بعد به دست علی مرادخان کور شد.
کتاب نادرقهرمان بی آرام، پادشاه ناکام، ناصر انقطاع. بخش اول، دوم، سوم و چهارم
راضیه بیگم در سال ۱۷۰۰ میلادی در اصفهان به دنیا آمد و از همان سنین کودکی درنزد بهترین عالمان آن زمان تعلیم دید. او ازهمان کودکی به مسائل سیاسی علاقه مند بود و به دلیل زیرکی و هوش زیاد درنزد پدرش بسیار عزیز بود.
در سال ۱۷۱۸ پادشاه گرجستان سربه شورش برداشت و شاه برای کنترل بر روی سرزمین گرجستان راضیه بیگم را به عقد داوودخان، شاهزاده ولیعهد گرجستان درآورد. در سال ۱۷۲۲ افغان ها اصفهان، پایتخت صفویان را فتح کردند. راضیه در اواخر همین سال همسرخود را ازدست داد. راضیه بهقزوین پایتخت برادرش شاه طهماسب دوم رفت و به عنوان مشاور او، وی را راهنمایی کرد. در سال ۱۷۲۶ شاه جوان با نادرقلی، رئیس ایل افشار هم پیمان شد. نادر در سال ۱۷۲۹ اصفهان را فتح کرد و مرزهای ازدست رفته امپراتوری صفویه را مانند سابق بازگرداند. در سال ۱۷۲۹ راضیه بافرمان برادرش با نادر ازدواج کرد. ثمره این ازدواج یک دختر بود که در سال ۱۷۳۰ به دنیا آمد. در سال ۱۷۳۲ به فرمان نادر شاه طهماسب دوم از سلطنت برکنار شد و پسر شیرخواره اش شاه عباس سوم به سلطنت رسید و نادر نایب السلطنه شاه جوان شد و راضیه اداره حرم سرا را برعهده داشت اما شاهپوری بیگم مادرشاه قصد داشت که خود نایب السلطنه پسرش شود و اداره حرم را دردست داشته باشد اما موفق نشد و نادر سرانجام شاه عباس را در سال ۱۷۳۶ ازسلطنت برکنار کرد و دولت افشاریه را تأسیس کرد.
راضیه بیگم ازسال ۱۷۳۶ تا سال ۱۷۴۷ به مدت تقریباً ۱۲ سال ملکه ایران و دربار افشاریان بود، نادرشاه نیز به او علاقه مند بود و او عامل ارتباط میان خاندان صفوی و افشاریان بود. در سال ۱۷۴۷ نادرشاه کشته شد و عادل شاه برادرزاده اش به سلطنت رسید و راضیه فرمانروای مشترک افشاریه شد اما راضیه که ترس کشته شدن شاهرخ میرزا خواهرزاده خود را داشت، با حمایت از شاهرخ عادل شاه را از سلطنت برکنار کرد و شاهرخ به سلطنت رسید اما حکومت او نیز دوامی نیاورد و یک سال بعد با شورش سلیمان میرزا عمه زاده راضیه از سلطنت برکنار و نابینا شد ولی دوماه بعد به فرمان راضیه بیگم او ازسلطنت برکنار شد و چندماه بعد ابوطراب میرزا فرزند مریم بیگم خواهر کوچک راضیه بیگم با حمایت وی و کریم خان زند، ابوالفتح خان بختیاری و علی مرادخان بختیاری به سلطنت رسید، اما در سال ۱۷۵۲ شاه حسین دوم، که فرزند کوچک شاه طهماسب دوم بود، ادعای سلطنت کرد و راضیه بیگم نیز از او حمایت کرد اما وی یک سال بعد به دست علی مرادخان کور شد.
wiki: راضیه بیگم