کلمه جو
صفحه اصلی

جهجهه

لغت نامه دهخدا

( جهجهة ) جهجهة. [ ج َ ج َ هََ ] ( ع مص ) بانگ زدن بر دده و جز آن تا بازدارند آنرا. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). صیحه و فریاد زدن به حیوان درنده تا آنرا بازدارند: جهجه بالسبع؛ صاح لیکفه. ( از اقرب الموارد ).

جهجهة. [ ج َ ج َ هََ ] (ع مص ) بانگ زدن بر دده و جز آن تا بازدارند آنرا. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). صیحه و فریاد زدن به حیوان درنده تا آنرا بازدارند: جهجه بالسبع؛ صاح لیکفه . (از اقرب الموارد).



کلمات دیگر: