کلمه جو
صفحه اصلی

جهیره

لغت نامه دهخدا

( جهیرة ) جهیرة. [ ج َ رَ ]( ع ص ، اِ ) مؤنث جهیر. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به جهیر شود. || ظاهر. در مقابل سریرة، گویند: هو عفیف السریرة و الجهیرة؛ ای الباطن والظاهر. ( ذیل اقرب الموارد از تاج العروس ). || بلندآواز. ( ذیل اقرب الموارد از لسان العرب ).

جهیرة. [ ج َ رَ ](ع ص ، اِ) مؤنث جهیر. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به جهیر شود. || ظاهر. در مقابل سریرة، گویند: هو عفیف السریرة و الجهیرة؛ ای الباطن والظاهر. (ذیل اقرب الموارد از تاج العروس ). || بلندآواز. (ذیل اقرب الموارد از لسان العرب ).



کلمات دیگر: