کلمه جو
صفحه اصلی

کاوک

فرهنگ اسم ها

اسم: کاوک (پسر) (فارسی) (تلفظ: kāvak) (فارسی: کاوک) (انگلیسی: kavak)
معنی: کاوه

فرهنگ فارسی

( اسم ) آشیان. مرغ زنبیلی که کبوتر در آن تخم گذارد : [ چو کبتری تبتی خانه کرده هر کاوک چو مار سغدی ره یافته بهر کاواک ] . ( سوزنی )

حفرۀ هوایی داخل برخی از استخوان‌ها ازجمله استخوان صورت و جمجمه متـ . سینوس 2


فرهنگ معین

(وَ ) (ص . ) پوچ ، میان خالی .

لغت نامه دهخدا

کاوک. [ وَ ] ( ص ) مخفف کاواک است که پوچ و میان خالی و بی مغز باشد. ( برهان ).

فرهنگ عمید

=کاواک

کاواک#NAME?


فرهنگستان زبان و ادب

{sinus} [زیست شناسی] حفرۀ هوایی داخل برخی از استخوان ها ازجمله استخوان صورت و جمجمه متـ . سینوس 2


کلمات دیگر: