کلمه جو
صفحه اصلی

جوکندان

لغت نامه دهخدا

جوکندان . [ ج َ ک َ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان گرگانرود بخش مرکزی شهرستان طوالش دارای 2234 تن سکنه . آب آن از چشمه ٔ مرکزی و چشمه های دیگر. محصول غلات ، برنج ، لبنیات ،عسل ، سیب و گیلاس . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).


جوکندان. [ ج َ ک َ ] ( اِخ ) دهی جزء دهستان گرگانرود بخش مرکزی شهرستان طوالش دارای 2234 تن سکنه. آب آن از چشمه مرکزی و چشمه های دیگر. محصول غلات ، برنج ، لبنیات ،عسل ، سیب و گیلاس. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).

جوکندان. [ ج َ ک َ ] ( اِخ ) دهی جزء دهستان گرگانرود جنوبی بخش مرکزی شهرستان طوالش دارای 932 تن سکنه. آب آن از رودخانه گرگانرود و چشمه. محصول آن برنج ، به ، گیلاس ، پرتقال. شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 2 ).

جوکندان . [ ج َ ک َ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان گرگانرود جنوبی بخش مرکزی شهرستان طوالش دارای 932 تن سکنه . آب آن از رودخانه ٔ گرگانرود و چشمه . محصول آن برنج ، به ، گیلاس ، پرتقال . شغل اهالی زراعت است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 2).


دانشنامه عمومی

دهستان ساحلی جوکندان با ۲۴ روستا بزرگترین دهستان شهرستان تالش می باشد. از سمت شمال در ۵کیلومتری شهر لیسار و از جنوب در ۵ کیلومتری شهر تالش (هشتپر) قرار دارد و از سمت شرق به دریای خزر از غرب به رشگاجی و اردبیل متصل است. بازار انوش محله با جمعیت ۲۵۰۰ نفر بزرگترین روستای این دهستان است.

پیشنهاد کاربران

*نظریه اول:جوکندان به معنی جان کندن در زبان تالش حاکی از مشقتهای مردم در آبادانی این منطقه داشتند
*نظریه دوم:جوی کندان بعلت تغییر مسیر رودخانه پی سرا جهت عبوراز زمینهای خان منطقه بوده است
*نظریه سوم:بخاطر کشت و کار جو در منطقه می تواند باشد


کلمات دیگر: