استیز. [ اِ ] ( اِمص ) ستیز. ستیزه. رجوع به ستیزه و استیزه شود :
برآغالیدنش استیز کردند
بکینه چون پلنگش تیز کردند.
با انیس طبع خود استیز چیست.
برآغالیدنش استیز کردند
بکینه چون پلنگش تیز کردند.
ابوشکور.
چون امیدت لاست زو پرهیز چیست با انیس طبع خود استیز چیست.
مولوی.