تابش و حرارت
توشت
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
توشت . [ ت َ / تُو ش َ ] (اِ) بیل . (ناظم الاطباء).
توشت. [ ت َ / تُو ش َ ] ( اِ ) بیل. ( ناظم الاطباء ).
توشت. [ ت َ وِ ] ( اِمص ، اِ ) تابش و حرارت. ( ناظم الاطباء ). رجوع به توش و تابش و تو و تاب شود.
توشت. [ ت َ وِ ] ( اِمص ، اِ ) تابش و حرارت. ( ناظم الاطباء ). رجوع به توش و تابش و تو و تاب شود.
توشت . [ ت َ وِ ] (اِمص ، اِ) تابش و حرارت . (ناظم الاطباء). رجوع به توش و تابش و تو و تاب شود.
کلمات دیگر: