نصیب داشتن . صاحب قسمت بودن
بهر داشتن
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بهر داشتن. [ ب َ ت َ ]( مص مرکب ) نصیب داشتن. صاحب قسمت بودن :
بدو گفت کسری که آباد شهر
کدام است و ما زو چه داریم بهر.
هر آنکس که او از خرد داشت بهر.
بدو گفت کسری که آباد شهر
کدام است و ما زو چه داریم بهر.
فردوسی.
همه نامداران و گردان شهرهر آنکس که او از خرد داشت بهر.
فردوسی.
کلمات دیگر: