استیجاز. [ اِ ] ( ع مص ) استئجاز بر وسادة؛ خم شدن بر آن و تکیه نکردن بدان : استأجز علی الوسادة؛ خم شد بر بالش و تکیه نکرد. ( منتهی الارب ). || استوجز الکلام ؛ حذف ما فیه من الفضول. ( المنجد ).
استیجاز
لغت نامه دهخدا
استئجاز. [ اِ ت ِءْ ] ( ع مص ) رجوع به استیجاز شود.
کلمات دیگر: