کلمه جو
صفحه اصلی

توسکاسی

لغت نامه دهخدا

توسکاسی. ( ص نسبی ) منسوب است به توسکاس که قریه ای است در سمرقند. ( سمعانی ). رجوع به توسکاس و ماده بعد شود.

توسکاسی. ( اِخ ) ابوعبداﷲ التوسکاسی سمرقندی. از یحیی بن زید سمرقندی روایت کرده است. ( از معجم البلدان ).

توسکاسی . (اِخ ) ابوعبداﷲ التوسکاسی سمرقندی . از یحیی بن زید سمرقندی روایت کرده است . (از معجم البلدان ).


توسکاسی . (ص نسبی ) منسوب است به توسکاس که قریه ای است در سمرقند. (سمعانی ). رجوع به توسکاس و ماده ٔ بعد شود.



کلمات دیگر: