کلمه جو
صفحه اصلی

استیمام

لغت نامه دهخدا

استیمام. [اِ ] ( ع مص ) استئمام. بمادر گرفتن. بمادر خواندن.

استئمام. [ اِ ت ِءْ ] ( ع مص ) رجوع به استیمام شود.


کلمات دیگر: