آنکه صورتی تر و تازه دارد . بهشتی روی زیبا .
بهشتی صورت
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بهشتی صورت. [ ب ِ هَِ رَ ] ( ص مرکب ) آنکه صورتی تر و تازه دارد. بهشتی روی. زیبا :
بهشتی صورتی در جوف محمل
چو برجی کآفتابش در میانست.
بهشتی صورتی در جوف محمل
چو برجی کآفتابش در میانست.
سعدی.
کلمات دیگر: