کلمه جو
صفحه اصلی

نیاب

فرهنگ فارسی

نی آب ٠
( نی آب ) نی کوتاه و باریکی که در داخل قلیان در میان آب قرار دارد ٠ نیاب ٠

← نیاز میانگین برآوردی


لغت نامه دهخدا

نیاب. ( اِ ) نیام. غلاف. || آوند. ظرف. ( ناظم الاطباء ).

نیاب. ( ع اِ ) دندانهائی که در میان دندان آسیا و دندان پیشین واقع شده اند. جمع ناب است چنانکه دیار جمع دار است .( از غیاث اللغات ) ( از آنندراج ). رجوع به ناب شود.

نیاب. [ ن َ ] ( اِ مرکب ) نی آب. رجوع به نی آب شود.، ( نی آب ) نی آب. [ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) نی کوتاه و باریکی که در داخل قلیان در میان آب قرار دارد. نَیاب.

نیاب . (اِ) نیام . غلاف . || آوند. ظرف . (ناظم الاطباء).


نیاب . (ع اِ) دندانهائی که در میان دندان آسیا و دندان پیشین واقع شده اند. جمع ناب است چنانکه دیار جمع دار است .(از غیاث اللغات ) (از آنندراج ). رجوع به ناب شود.


نیاب . [ ن َ ] (اِ مرکب ) نی آب . رجوع به نی آب شود.


دانشنامه عمومی

نیاب (اسفراین). نیاب (اسفراین)، روستایی از توابع بخش بام وصفی آباد شهرستان اسفراین در استان خراسان شمالی ایران است.
این روستا در دهستان صفی آباد قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۲۱ نفر (۲۴خانوار) بوده است.

فرهنگستان زبان و ادب

{EAR} [تغذیه] ← نیاز میانگین برآوردی


کلمات دیگر: