کلمه جو
صفحه اصلی

نیم خفت

فرهنگ فارسی

نیم خفته . خمار آلود

خفتی که برای ساختن آن سر طناب را از میان حلقه‌ای که با خود طناب ایجاد شده است رد می‌کنند


لغت نامه دهخدا

نیم خفت. [ خ ُ ] ( ن مف مرکب ) نیم خفته. خمارآلود :
گلی بود در بوستان ناشکفت
همان نرگسی در چمن نیم خفت.
نظامی.

فرهنگستان زبان و ادب

{half hitch} [حمل ونقل دریایی] خفتی که برای ساختن آن سر طناب را از میان حلقه ای که با خود طناب ایجاد شده است رد می کنند


کلمات دیگر: