کلمه جو
صفحه اصلی

بویش


مترادف بویش : استشمام، بوییدن

متضاد بویش : چشش، چشیدن

فارسی به انگلیسی

sniff


مترادف و متضاد

استشمام ≠ چشش، چشیدن


بوییدن


۱. استشمام
۲. بوییدن ≠ چشش، چشیدن


فرهنگ فارسی

شنود انفعالی و تحلیل داده‌های در حال انتقال بر روی شبکه با هدف تحلیل قراردادهای امنیتی مربوط


بوئیدن و احساس بو

لغت نامه دهخدا

بویش. [ ی ِ ] ( اِمص ) بوئیدن و احساس بو. ( ناظم الاطباء ) ( اشتینگاس ).

فرهنگستان زبان و ادب

{sniffing} [رایانه و فنّاوری اطلاعات، رمزشناسی] شنود انفعالی و تحلیل داده های در حال انتقال بر روی شبکه با هدف تحلیل قراردادهای امنیتی مربوط


کلمات دیگر: