کلمه جو
صفحه اصلی

راوی غیرقابل اعتماد

دانشنامه عمومی

راوی غیرقابل اعتماد یا ناموثق، راوی ای در اثر ادبی یا تئاتر یا سینما است که سخنش فاقد اعتبار است. این اصطلاح اولین بار توسط وین سی بوث ابداع شد. در حالی که راوی غیرقابل اعتماد بر اساس تعریف مرسوم، راوی اول شخص است بعضی استدلال می کنند که راوی غیرقابل اعتماد مخصوصاً در سینما و تلویزیون می تواند علاوه بر اول شخص، دوم شخص یا سوم شخص نیز باشد.
راوی خودستا: اغراق و لاف زدن از مشخصات این گونه راوی است. به عنوان مثال شخصیت سرباز در کتاب مایلز گلوریوسوس پلوتس
راوی دیوانه: راوی ای که یا در حال تجربهٔ یک مکانیسم دفاعی روانی است مانند گسستگی پس از ضایعهٔ روانی یا از خود بیگانگی است، یا دچار بیماری روانی شدید مانند اسکیزوفرنی یا پارانویا است. به عنوان مثال می توان به راوی های از خود بیگانهٔ داستان های فرانتس کافکا یا راوی های بدبین و «خشن» داستان های ژانر نوآر، که به طرز غیرقابل اطمینانی احساسات خود را بیان می کنند، اشاره کرد.
راوی دلقک: راوی ای که روایت را جدی نمی گیرد و آگاهانه قواعد، حقایق و انتظارات خواننده را به بازی می گیرد. به عنوان مثال می توان به رمان تریسترام شندی اشاره کرد.
راوی ساده لوح: راوی ای که ادارک و برداشتش از وقایع کودکانه یا محدود است. به عنوان مثال هاکلبری فین، هولدن کالفیلد و فارست گامپ از این گونه راوی ها هستند.
راوی دروغگو: یک راوی بالغ با قوّهٔ ادراک بی عیب که تعمّداً تصویر نادرستی از خود ارائه می دهد تا اعمال نامناسب و ناشایسته و ننگ آوری که در گذشته مرتکب شده را مخفی کند. به عنوان مثال جان دوول در کتاب سرباز خوب اثر فورد مادوکس فورد.
گاهی غیرقابل اعتماد بودن راوی بلافاصله از شروع داستان آشکار می شود. به عنوان مثال ممکن است در شروع داستان راوی ادعایی نادرست یا موهومی کند، یا اینکه اذعان به داشتن بیماری روانی کند یا ممکن است داستان یک قاب داشته باشد که در آن راوی به صورت یک کاراکتر ظاهر می شود و سرنخ هایی از غیرقابل اعتماد بودن او نشان داده می شود. در کاربرد دراماتیک تر این تکنیک، غیرقابل اعتماد بودن روای در اواخر داستان فاش می شود. این پیچش داستانی موجب آن می شود تا خواننده در زاویهٔ دید خود و تجربهٔ حاصل از داستان تجدید نظر کند. در بعضی از موارد غیرقابل اعتماد بودن راوی به طور کامل افشا نمی شود ولی به آن اشاره می شود و بدین ترتیب اینکه چه قدر می توان به راوی اعتماد کرد و اینکه داستان چگونه باید تفسیر شود به عهدهٔ خوانندهٔ داستان گذاشته می شود.
تلاش هایی در جهت دسته بندی روای های غیرقابل اعتماد شده است. ویلیام ریگان در تحقیق خود در این باره انواع مختلف راوی های غیرقابل اعتماد را تشریح کرد (این تحقیق با تمرکز روی روای اول شخص بود چرا که رایج ترین این نوع روایت، روایت اول شخص است). لیست زیر برگرفته از یافته های اوست:
مسلماً این دسته بندی کامل نیست و نمی تواند تمام طیف روایت غیرقابل اعتماد را یا حتی قسمت مربوط به راوی اول شخص را پوشش دهد. همچنین این موضوع که چگونه یک راوی غیر اول شخص را می توان راوی غیرقابل اعتماد در نظر گرفت جای بحث دارد، گرچه محدودیت تعمدی در اطلاعاتی که به مخاطب داده می شود می تواند نمونه هایی از روایت غیرقابل اعتماد را ارائه دهد ولو اینکه این روایت، روایت یک راوی غیرقابل اعتماد نباشد.


کلمات دیگر: