کلمه جو
صفحه اصلی

مستقره

فرهنگ فارسی

( اسم ) مونث مستقر

لغت نامه دهخدا

مستقرة. [ م ُ ت َ ق ِرْرَ ] (ع ص ) تأنیث مستقر. رجوع به مستقر شود. || مستقرة یا ذات عادة مستقرة؛ زن که در ماههای سال موعد حیض و عِّده ٔ ایام آن یکسان باشد. مقابل مضطربة یا ذات عادة مضطربة. (یادداشت مرحوم دهخدا).


( مستقرة ) مستقرة. [ م ُ ت َ ق ِرْرَ ] ( ع ص ) تأنیث مستقر. رجوع به مستقر شود. || مستقرة یا ذات عادة مستقرة؛ زن که در ماههای سال موعد حیض و عِّده ایام آن یکسان باشد. مقابل مضطربة یا ذات عادة مضطربة. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).


کلمات دیگر: