کلمه جو
صفحه اصلی

مستنزل

فرهنگ فارسی

فرود آورده شده از مقامی

لغت نامه دهخدا

مستنزل. [ م ُ ت َ زِ ] ( ع ص ) فروآورنده. ( از اقرب الموارد ). فروفرستنده. ( آنندراج ). || درخواست کننده از کسی که از نظر خود دست بردارد. ( از اقرب الموارد ). رجوع به استنزال شود.

مستنزل. [ م ُ ت َ زَ ]( ع ص ، اِ ) آنکه از مرتبه و مقام خود فرود آورده شده باشد. ( از اقرب الموارد ). رجوع به استنزال شود. || محل نزول و منزل و خانه. ( ناظم الاطباء ).

مستنزل . [ م ُ ت َ زَ ](ع ص ، اِ) آنکه از مرتبه و مقام خود فرود آورده شده باشد. (از اقرب الموارد). رجوع به استنزال شود. || محل نزول و منزل و خانه . (ناظم الاطباء).


مستنزل . [ م ُ ت َ زِ ] (ع ص ) فروآورنده . (از اقرب الموارد). فروفرستنده . (آنندراج ). || درخواست کننده از کسی که از نظر خود دست بردارد. (از اقرب الموارد). رجوع به استنزال شود.



کلمات دیگر: