کلمه جو
صفحه اصلی

توپ بستن

فرهنگ فارسی

گلوله باران کردن جایی را در زیر آتش توپخانه قرار دادن مکانی را .

لغت نامه دهخدا

توپ بستن. [ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) گلوله باران کردن جایی را. در زیر آتش توپخانه قرار دادن مکانی را: توپ بستن محمدعلیشاه مجلس شورای ملی را در مبارزه باآزادیخواهان و مشروطه طلبان. رجوع به توپ بندی شود.


کلمات دیگر: