کلمه جو
صفحه اصلی

ارتم

لغت نامه دهخدا

ارتم . [ اَ ت َ ] (ع اِ) از اعلام مردان عرب است .


ارتم. [ اَ ت َ ] ( ع ص ) آنکه بیان سخن نتواند برای آهنی [ ظ: آفتی ] که در زبان یا دندان دارد. ( منتهی الارب ). و مؤلف تاج العروس گوید: الارتم الذی لایفصح الکلام و لایفهمه کأنه کسر أنفه ، قد جاء ذکره فی الحدیث و یروی بالمثلثة ایضاً.

ارتم. [ اَ ت َ ] ( ع اِ ) از اعلام مردان عرب است.

ارتم . [ اَ ت َ ] (ع ص ) آنکه بیان سخن نتواند برای آهنی [ ظ: آفتی ] که در زبان یا دندان دارد. (منتهی الارب ). و مؤلف تاج العروس گوید: الارتم الذی لایفصح الکلام و لایفهمه کأنه کسر أنفه ، قد جاء ذکره فی الحدیث و یروی بالمثلثة ایضاً.



کلمات دیگر: