کلمه جو
صفحه اصلی

ارتیاس

لغت نامه دهخدا

ارتیاس. [ اِ ] ( ع مص ) ارتئاس. مهتر شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). مهتر گردیدن. سَری.

ارتئاس. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) مهتر گردیدن. رئیس شدن. || مشغول کردن کسی را.


کلمات دیگر: