ارتیق . [ ] (اِخ ) موضعی است درجنوب ایستگاه بابادورمز، در مسیر راه آهن عشق آباد.
ارتیق
لغت نامه دهخدا
ارتیق . [ اُ ] (اِخ ) یاقوت گوید: بضم و چنانکه از افواه اهل حلب شنیدم بفتح و آن کوره ایست از اعمال حلب در جهت قبلة. (معجم البلدان ).
ارتیق. [ ] ( اِخ ) موضعی است درجنوب ایستگاه بابادورمز، در مسیر راه آهن عشق آباد.
ارتیق. [ اُ ] ( اِخ ) یاقوت گوید: بضم و چنانکه از افواه اهل حلب شنیدم بفتح و آن کوره ایست از اعمال حلب در جهت قبلة. ( معجم البلدان ).
ارتیق. [ اُ ] ( اِخ ) یاقوت گوید: بضم و چنانکه از افواه اهل حلب شنیدم بفتح و آن کوره ایست از اعمال حلب در جهت قبلة. ( معجم البلدان ).
کلمات دیگر: