کلمه جو
صفحه اصلی

احکی

لغت نامه دهخدا

احکی. [ اَ کا ] ( ع ن تف ) مُقلّدتر.
- امثال :
احکی من قرد ؛ مثل میمون که همه چیز را تقلید کند. ( مجمعالأمثال میدانی ).


کلمات دیگر: