کلمه جو
صفحه اصلی

پیزانی

لغت نامه دهخدا

پیزانی. ( اِخ ) از کاپیتن های جمهوری وندیک.وی با پاگانینودور یا کاپیتن ژن ( جنوا ) چند بار کارزار دریائی کرد ولی عاقبت با دسته کشتیهای خود گرفتار گشت و در سال 1354 م. بعنوان اسیر به جنوه رفت.

پیزانی. ( اِخ ) پسر یا برادرزاده کاپیتن وندیکی معروف. جنوه ئیها را مغلوب و از آدریاتیک اخراج کرد و بتسکین دالماچی ها کوشید و چند اسکله از مجارها ضبط کرد بعد ازطرف پوله ده لوسیان دوریا مغلوب و محبوس گشت اما پس از خلاصی از اسارت در سال 1380 م. جنوه ئیها را مغلوب و بتسلیم شدن مجبور گردانید. ( قاموس الاعلام ترکی ).

پیزانی . (اِخ ) از کاپیتن های جمهوری وندیک .وی با پاگانینودور یا کاپیتن ژن (جنوا) چند بار کارزار دریائی کرد ولی عاقبت با دسته ٔ کشتیهای خود گرفتار گشت و در سال 1354 م . بعنوان اسیر به جنوه رفت .


پیزانی . (اِخ ) پسر یا برادرزاده ٔ کاپیتن وندیکی معروف . جنوه ئیها را مغلوب و از آدریاتیک اخراج کرد و بتسکین دالماچی ها کوشید و چند اسکله از مجارها ضبط کرد بعد ازطرف پوله ده لوسیان دوریا مغلوب و محبوس گشت اما پس از خلاصی از اسارت در سال 1380 م . جنوه ئیها را مغلوب و بتسلیم شدن مجبور گردانید. (قاموس الاعلام ترکی ).



کلمات دیگر: