کلمه جو
صفحه اصلی

اکثاب

لغت نامه دهخدا

اکثاب. [ اَ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ کاثِبَة.( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). ج ِ کاثبة کواثب است ولی صاحب تاج العروس گفته است که جمع کاثبه ، اکثاب نیزآمده است. ( از اقرب الموارد ). رجوع به کاثبة شود.

اکثاب. [ اِ ] ( ع مص ) کثبه خورانیدن کسی را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به کثبه شود. || نزدیک کسی رسیدن. گویند: اکثبه ، و اکثب له و اکثب منه. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). نزدیک آمدن. ( المصادر زوزنی ). نزدیک رسیدن. ( آنندراج ). || پهلو دادن شکار و توانایی دادن شکارچی را بر شکار کردن آن. ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

اکثاب . [ اَ ] (ع ص ، اِ) ج ِ کاثِبَة.(منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ج ِ کاثبة کواثب است ولی صاحب تاج العروس گفته است که جمع کاثبه ، اکثاب نیزآمده است . (از اقرب الموارد). رجوع به کاثبة شود.


اکثاب . [ اِ ] (ع مص ) کثبه خورانیدن کسی را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). رجوع به کثبه شود. || نزدیک کسی رسیدن . گویند: اکثبه ، و اکثب له و اکثب منه . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). نزدیک آمدن . (المصادر زوزنی ). نزدیک رسیدن . (آنندراج ). || پهلو دادن شکار و توانایی دادن شکارچی را بر شکار کردن آن . (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).



کلمات دیگر: