کلمه جو
صفحه اصلی

اکزاز

لغت نامه دهخدا

اکزاز. [ اِ ] ( ع مص ) کزاززده گردانیدن. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). اکزّه اﷲ؛ کزاززده گردانید او را خدای. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).


کلمات دیگر: