اکساء.[ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ کُس ْءْ. رجوع به کس ء شود. || ج ِ کُسوء. ( اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به کسوء شود. || رکب اکسأه ؛ بر گردن افتاد. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). || ج ِ کُسَی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). ج ِ کُسی. ( از اقرب الموارد ). رجوع به کسی شود.
اکساء. [ اِ ] ( ع مص ) پشت دادن. || سپس رفتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || جامه پوشانیدن. ( از اقرب الموارد ).
اکساء. [ اِ ] ( ع مص ) پشت دادن. || سپس رفتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || جامه پوشانیدن. ( از اقرب الموارد ).