کلمه جو
صفحه اصلی

عوین

فرهنگ فارسی

نام مردی است

لغت نامه دهخدا

عوین. [ ع َ ] ( ع ص ، اِ ) یاری گر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || اسم جمع است عَون را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). اسم جمع است برای عون ، بمعنی اعوان و یارها. ( از اقرب الموارد ).

عوین. [ ع ُ وَ ] ( اِخ ) نام مردی است. ( از منتهی الارب ).

عوین . [ ع َ ] (ع ص ، اِ) یاری گر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || اسم جمع است عَون را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). اسم جمع است برای عون ، بمعنی اعوان و یارها. (از اقرب الموارد).


عوین . [ ع ُ وَ ] (اِخ ) نام مردی است . (از منتهی الارب ).


دانشنامه عمومی

عوین (روستا). عوین (در عربی: عَوین )نام روستایی است در دهستان العَوْد از توابع استان مَحویت در کشور یمن در شبه جزیره عربستان.
المقحفی، ابراهیم، احمد ، (مُعجَم المُدُن وَالقَبائِل الیَمَنِیَة) ، منشورات دار الحکمة، صنعاء، چاپ وانتشار سال ۱۹۸۵ میلادی به (عربی).
جمعیت آن ( 60 ) نفر (5 خانوار) می باشد.


کلمات دیگر: