کلمه جو
صفحه اصلی

سواف

لغت نامه دهخدا

سواف. [ س ُ / س َ ] ( ع اِ ) مرگامرگی ستور. ( منتهی الارب ). مرگ چهارپای. ( مهذب الاسماء ). مرگامرگی مردمان و شتران. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || ( مص ) هلاکی و هلاک شدن. ( منتهی الارب ).

سواف. [ س ُ ] ( ع اِ ) بیماری ستور. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).

سواف . [ س ُ ] (ع اِ) بیماری ستور. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).


سواف . [ س ُ / س َ ] (ع اِ) مرگامرگی ستور. (منتهی الارب ). مرگ چهارپای . (مهذب الاسماء). مرگامرگی مردمان و شتران . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || (مص ) هلاکی و هلاک شدن . (منتهی الارب ).



کلمات دیگر: