کلمه جو
صفحه اصلی

کنثه

لغت نامه دهخدا

( کنثة ) کنثة. [ ک ُ ث َ ] ( ع اِ ) ( از «ک ن ث » ) نورده که از شاخ موردو خلاف سازند و بر آن دسته ریاحین بندند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). نورده ای که از شاخه های مورد و یا بید سازند و بر آن دسته گل و یا ریاحین گذارند. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به کُثنَة شود.

کنثة. [ ک ُ ث َ ] (ع اِ) (از «ک ن ث ») نورده که از شاخ موردو خلاف سازند و بر آن دسته ٔ ریاحین بندند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). نورده ای که از شاخه های مورد و یا بید سازند و بر آن دسته ٔ گل و یا ریاحین گذارند. (ناظم الاطباء). و رجوع به کُثنَة شود.



کلمات دیگر: