کلمه جو
صفحه اصلی

عکابه

لغت نامه دهخدا

( عکابة ) عکابة. [ ع ُ ب َ ] ( اِخ ) شعبه ای از بنی رکب منشعب از قبیله بنی اشعر. ( تاریخ قم ص 283 ).

عکابة. [ ع ُ ب َ ] ( اِخ )ابن صعب بن علی بن بکربن وائل ، از عدنان. جدی است جاهلی ، و ذهل بن شیبان و تیم اﷲبن ثعلبة از نسل اویند. ( ازالاعلام زرکلی به نقل از جمهرةالانساب و نهایةالارب ).

عکابة. [ ع ُ ب َ ] (اِخ ) شعبه ای از بنی رکب منشعب از قبیله ٔ بنی اشعر. (تاریخ قم ص 283).


عکابة. [ ع ُ ب َ ] (اِخ )ابن صعب بن علی بن بکربن وائل ، از عدنان . جدی است جاهلی ، و ذهل بن شیبان و تیم اﷲبن ثعلبة از نسل اویند. (ازالاعلام زرکلی به نقل از جمهرةالانساب و نهایةالارب ).



کلمات دیگر: