کلمه جو
صفحه اصلی

سودا گره شدن

فرهنگ فارسی

در توقف افتادن معامله

لغت نامه دهخدا

سودا گره شدن. [ س َ / سُو گ ِ رِه ْ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) در توقف افتادن معامله. ( بهارعجم ) ( آنندراج ) :
بگشای متاع رخ و بفروش نگاهی
سودا چو گره گشت خریدار کشدرنج.
میرالهی ( از آنندراج ).


کلمات دیگر: