کلمه جو
صفحه اصلی

عوط

لغت نامه دهخدا

عوط. [ ع َ ] ( ع مص ) دراز گردیدن گردن و عنق. ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ). || باردار نگشتن زن و ناقه ، مدت سالها، بی آنکه نازا باشد. ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ). عَیط. عیاط. رجوع به عیط و عیاط شود. || بار گرفتن ناقه سال نخست. ( آنندراج ).

عوط. ( ع اِ ) ج ِ عائط. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). رجوع به عائط شود.

عوط. (ع اِ) ج ِ عائط. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به عائط شود.


عوط. [ ع َ ] (ع مص ) دراز گردیدن گردن و عنق . (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). || باردار نگشتن زن و ناقه ، مدت سالها، بی آنکه نازا باشد. (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). عَیط. عیاط. رجوع به عیط و عیاط شود. || بار گرفتن ناقه سال نخست . (آنندراج ).



کلمات دیگر: