کلمه جو
صفحه اصلی

عوکله

لغت نامه دهخدا

( عوکلة ) عوکلة.[ ع َ ک َ ل َ ] ( ع اِ ) پشت توده ریگ. ( منتهی الارب ). عوکل. رجوع به عوکل شود. || ریگ توده بزرگ کم از عقنقل. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). رمل عظیم و بزرگ. ( از اقرب الموارد ). عوکل. رجوع به عوکل.شود. ج ، عوکلات. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

عوکلة.[ ع َ ک َ ل َ ] (ع اِ) پشت توده ٔ ریگ . (منتهی الارب ). عوکل . رجوع به عوکل شود. || ریگ توده ٔ بزرگ کم از عقنقل . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). رمل عظیم و بزرگ . (از اقرب الموارد). عوکل . رجوع به عوکل .شود. ج ، عوکلات . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).



کلمات دیگر: