کلمه جو
صفحه اصلی

سودانیه

فرهنگ فارسی

( اسم ) واحد سودانی جمع : سودانیات .
مرغی است گنجشک سیاه مرغکی باشد چند قبضه کف خرما و انگور خورد

لغت نامه دهخدا

( سودانیة ) سودانیة. [ نی ی َ ] ( ع اِ ) مرغی است. ( مهذب الاسماء ). گنجشک سیاه. ( دهار ). مرغکی باشد چند قبضه کف ، خرما و انگور خورد. ( از اقرب الموارد ). سار ملخ خوار. رجوع به سودانی و سودانیات شود.

سودانیة. [ نی ی َ ] (ع اِ) مرغی است . (مهذب الاسماء). گنجشک سیاه . (دهار). مرغکی باشد چند قبضه ٔ کف ، خرما و انگور خورد. (از اقرب الموارد). سار ملخ خوار. رجوع به سودانی و سودانیات شود.


دانشنامه عمومی

سودانیه (روستا). سودانیه به عربی ( الُسودانیه )، روستایی است در دهستان اتام از توابع استان
المقحفی، ابراهیم، احمد ، (مُعجَم المُدُن وَالقَبائِل الیَمَنِیَة) ، منشورات دار الحکمة، صنعاء، چاپ وانتشار سال ۱۹۸۵ میلادی به (عربی).
ذَمار در کشور یمن در شبه جزیره عربستان.جمعیتویرایشجمعیت آن (۷۰ ) نفر (۶ خانوار) می باشد.


کلمات دیگر: