کلمه جو
صفحه اصلی

عویر

لغت نامه دهخدا

عویر. [ ع ُ وَ ] ( ع اِ ) خصلت نکوهیده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). و به دو خصلت مکروه ، کُسَیر و عویر گویند. ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ). || زاغ. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). غراب ، و آن را بجهت تیزبینی وی ، از روی تشاؤم چنین نامیده اند. ( از اقرب الموارد ). || ( اِخ ) نام مردی است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).

عویر. [ ع ُ وَ ] ( اِخ ) نام جایگاهی است در شعر خالدبن زهیر هذلی. و آن را با غین معجمه نیز خوانده اند. رجوع به معجم البلدان شود.

عویر. [ ع َ ] ( اِخ ) از قرای شام است ، و گویندآبیست بین حلب و تدمر. رجوع به معجم البلدان شود.

عویر. [ ع َ ] (اِخ ) از قرای شام است ، و گویندآبیست بین حلب و تدمر. رجوع به معجم البلدان شود.


عویر. [ ع ُ وَ ] (اِخ ) نام جایگاهی است در شعر خالدبن زهیر هذلی . و آن را با غین معجمه نیز خوانده اند. رجوع به معجم البلدان شود.


عویر. [ ع ُ وَ ] (ع اِ) خصلت نکوهیده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). و به دو خصلت مکروه ، کُسَیر و عویر گویند. (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). || زاغ . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). غراب ، و آن را بجهت تیزبینی وی ، از روی تشاؤم چنین نامیده اند. (از اقرب الموارد). || (اِخ ) نام مردی است . (منتهی الارب ) (آنندراج ).


دانشنامه عمومی

عویر (روستا). عویر به عربی ( العَویر )، روستایی است در دهستان المُقَبَنَة از توابع استان حضرموت در کشور یمن در شبه جزیره عربستان.
الصنعانی، محمد بن یحیی بن عبدالله بن احمد، الیمانی. ، (اَلأنَباءَ عَن دُولةَ بَلقِیسَ وَ سَبأَ) ، منشورات دار الیمنیة للنشر والتوزیع، صنعاء، چاپ وانتشار سال ۱۹۸۴ میلادی به (عربی).
جمعیت آن ( ۶۵ ) نفر ( ۷ خانوار) می باشد.


کلمات دیگر: