شیربام. ( ص مرکب ) شیرفام. شیری. || قسمی مروارید به رنگ شیر. ( یادداشت مؤلف ) : و منه [ من اللؤلؤ ] ما یشبه اللبن فیسمی شیربام. ( الجماهر بیرونی ). خیر الفیروزج الشیربام الاخضر الاَّسمانجونی العتیق. ( جاحظ )، ( از مجله مجمع علمی دمشق ص 331 ). و گویا معرب شیرفام باشد.
شیربام
لغت نامه دهخدا
کلمات دیگر: