کلمه جو
صفحه اصلی

بورجانی

لغت نامه دهخدا

بورجانی.( اِ ) خمیری است که بقطعات کوچک برند و میان هر یک سوراخ کنند، در دیگ کنند و چون بپزد بر آن شیر یا ماست ریخته و آشامند. ( ابن بطوطه یادداشت بخط مؤلف ).


کلمات دیگر: