کلمه جو
صفحه اصلی

شاه بن شجاع کرمانی

فرهنگ فارسی

مکنی به ابی الفوراس از شاهزاردگانی بود که زهد پیش گرفت و مردی بافر است و پرهیزگار بود . وی با ابو تراب نخشبی و ابو عبید بسری مصاحبت کرد . سلمی به نقل از عبدالله بن محمد رازی گوید : گمانم که در گذشت شاه بن شجاع در سال بعد از ۲۷٠ هجری قمری باشد و قبر او در سیرجان کرمان است .

لغت نامه دهخدا

شاه بن شجاع کرمانی . [ هَِ ن ِ ش ُ ع ِ ک ِ ] (اِخ ) مکنی به ابی الفوارس . از شاهزادگانی بود که زهد پیش گرفت و مردی بافراست و پرهیزگار بود. وی با ابوتراب نخشبی و ابوعبید بسری مصاحبت کرد. سلمی به نقل از عبداﷲبن محمد رازی گوید: گمانم که درگذشت شاه بن شجاع در سال بعد از 270 هَ . ق . باشد و قبر او در سیرجان کرمان است . (از صفة الصفوة ج 4 ص 49) (تاریخ کرمان ص 473). از کلمات اوست : ترسکاری اندوه دایم است . خوف واجب آن است که دانی تقصیر کرده ای در حقوق خدای تعالی . علامت خوش خویی رنج خود از خلق کشیدن و علامت تقوی ورع است و علامت ورع از شبهات باز ایستادن . عشاق بعشق مرده درآمدند از آن بود که چون بوصالی رسیدند از خیالی بخداوندی دعوی کرد. و رجوع به تذکرة الاولیاء عطار ص 315 شود.


دانشنامه آزاد فارسی

شاه بن شجاع کرمانی ( ـ ۲۹۹ق)
از مشایخ صوفیۀ سلسلۀ آل مظفر. گویا اصالتاً اهل مرو بود و بهره ای از عمر را در نیشابور گذرانید. از دقایق زندگی او اطلاع چندانی نداریم. ابوتراب نخشبی و ابوعبید بسری را دریافت و خود به مقام شیخی خراسان رسید. شیخ ابوعثمان حمیری در شمار ارادتمندان او بود. بسیار بخشنده بود و به سلسلۀ فتیان تمایلی نشان می داد تا آن جا که می خواست ۵۰ سفر حجّ خود را، به بهای دو من نان، بفروشد تا درویشی که درپی آن بود به مطلوبش واصل شود. شماری کتاب و رساله نیز به او نسبت می دهند. از آثارش: رساله ای در ردّ بر یحیی معاذ رازی، و اثباتِ افضلیّت فقر نسبت به غنا؛ مرآت الحکماء. حافظ از ممدوح اصلی اش، شاه شجاع مظفری، با اشارات و ایهاماتی به شاه بن شجاع نام می برد.


کلمات دیگر: