لیلوپر. [ پ َ ] ( اِ ) نیلوفر. لیلوپل بدل آن است. ( آنندراج ). گلی باشد کبود که از میان آب روید و گاه سرخ و سفید نیز شود و اندرون او زرد بود و شکفتن او گاه سر زدن آفتاب باشد. ( از جهانگیری ) ( برهان ) :
بتی دارم چو ماه نو به زیر میغ گرد اندر
دلی دارم چو لیلوپر میان آب سرد اندر.
بتی دارم چو ماه نو به زیر میغ گرد اندر
دلی دارم چو لیلوپر میان آب سرد اندر.
قطران.
و رجوع به نیلوفر شود.