کلمه جو
صفحه اصلی

ریشه واژه خلبان

پیشنهاد کاربران

خَلَه بان . در پارسی به پاروی فعلی در قایق اطلاق شده است به منظور هدایت قایق

در کوردی، به زمینی که زیر کشت گندم رفته باشه ( وطبیعتا ارتفاع گندم از زمین زیاد شده باشه و زمان زیادی به درو نمانده باشه ) ، خَلَ ( خه له ) گویند، وهنگامی که گندم درو شود در گوشه ای قرار میدهند برای فراوری آن عمل کوبیدن و. . . . ، خرمان میگویند ( خله و خرمان )
الان چه ربطی به خلبان دارد؟
وقتی به هنگام وزیدن نسیم در خَلَ ، که حالتی چشم نواز دارد و به حرکت خوشه های گندم در هوا میماند ( آرام و لطیف و زیبا ) به انسان احساس در ارتفاع بودن دست میدهد ( پر باز ) یا به کوردی ( پر واز ) کردن.
واین اسم همیشه در کنار ملوان میاید که دو ارکان مهم ارتش هستند
ملوان/مَلَ وان =شناگر، حمام کردن. . . .
بان همان فارسی ( دری ) شده ی وان میباشد به معنی نگهبان و همراه و . . . . می آید مثل کیوان که به معنی نگهبان جوی سرپوشیده آب ، شاخوان ( کوهنورد ) باخوان ( باغبان ) کاروان ( گروهی از افراد برای رفع احتیاجات و . . . . با الاغ 'کر'به جاهای دیگه میرفتن ) و دهها اسم دیگه . . . .


کلمات دیگر: