( اسم ) مونث مزور : ۱- تزویر شده .۲- نوعی آش که ببیماران دهند .( باگوشت یا بی گوشت ) جمع مزورات .
حالت و چگونگی مزور
حالت و چگونگی مزور
مزوری . [ م ُ ] (اِ) مرداسنگ . (ناظم الاطباء). مُرتَک . (شعوری ). رجوع به مرداسنگ و مرتک شود.
مزوری . [ م ُ زَوْ وَ] (حامص ) حالت و چگونگی مزوَّر. رجوع به مزور شود.
ناصرخسرو.
خاقانی (دیوان چ سجادی ص 431).
خاقانی .
عطار.