ده کوچکی است از دهستان گله زن بخش خمین شهرستان محلات .
مهستان
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مهستان . [م َ هَِ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان گله زن بخش خمین شهرستان محلات . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1).
مهستان . [م ُ / م ِ هَِ ] (اِ مرکب ) مجلسی بود که پادشاهان اشکانی برای اداره ٔ امور مملکت با اعضای آن مشورت می کردند. این مجلس از مجموعه ٔ اعضای دو مجلس دیگر تشکیل می گردید، نخست مجلس خانوادگی از اعضای ذکور خانواده ٔ سلطنت ، دوم مجلسی متشکل از مردان پیر و مجرب و روحانیون بلند مرتبه ٔ قوم پارت . و گاهی این دو مجلس با هم منعقد میگردید که آن را مغستان یا مجلس بزرگان می نامیدند و این لفظ باید مصحف مهستان باشد تا موافق معنای مجلس مزبور که مجلس بزرگان بود باشد و قاعدتاً اشاره به مغها نمی تواند باشد چه این مجلس تنها از مغهاتشکیل نمی شود. (از تاریخ ایران باستان ج 3 ص 2649).
مهستان. [م ُ / م ِ هَِ ] ( اِ مرکب ) مجلسی بود که پادشاهان اشکانی برای اداره امور مملکت با اعضای آن مشورت می کردند. این مجلس از مجموعه اعضای دو مجلس دیگر تشکیل می گردید، نخست مجلس خانوادگی از اعضای ذکور خانواده سلطنت ، دوم مجلسی متشکل از مردان پیر و مجرب و روحانیون بلند مرتبه قوم پارت. و گاهی این دو مجلس با هم منعقد میگردید که آن را مغستان یا مجلس بزرگان می نامیدند و این لفظ باید مصحف مهستان باشد تا موافق معنای مجلس مزبور که مجلس بزرگان بود باشد و قاعدتاً اشاره به مغها نمی تواند باشد چه این مجلس تنها از مغهاتشکیل نمی شود. ( از تاریخ ایران باستان ج 3 ص 2649 ).
مهستان. [م َ هَِ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان گله زن بخش خمین شهرستان محلات. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1 ).
مهستان. [م َ هَِ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان گله زن بخش خمین شهرستان محلات. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1 ).
دانشنامه عمومی
مِهستان (مِه/Meh: بزرگ) (مِهست/Mehest: بزرگترین) (مِهستان/Mehestan: بزرگترینان) (Megisthanes)، پارلمان ایران در دوره اشکانیان نخستین نشست خود را در نوروز سال ۱۷۳ پیش از میلاد با حضور مهرداد یکم - شاه وقت - برگزار کرد و نخستین برنهاده یا مصوبه آن انتخابی کردن شاه بود. برکناری شاه نیز در دست همین انجمن قرار گرفت، البته در شرایطی از جمله خیانت به کشور، ناشایستگی و نیز دیوانگی، بیماری سخت و از کار افتادگی. ایران در آن هنگام دارای دو نشست گاه یا مجلس بود. انجمن شاهزادگان و انجمن بزرگان که نشست مشترک آنها را «مِهستان» می خواندند. در سال ۵۲ میلادی، چند روز ایران را بدون شاه گذارد و روز ۱۵ فروردین «بلاش» را از میان شاهزادگان اشکانی به شاهی برگزید که از همه آنان کوچک تر بود و استدلال کرد که «مصلحت» انتخاب بلاش را ایجاب می کرد. شاه پیشین در ایام نوروز درگذشته بود.
مبنای محاسبه روز نوروز
نوروز
مهرداد اول
برخی نویسندگان بیگانه این مجلس را مُغستان می نامند ولی حسن پیرنیا نویسندهٔ کتاب ایران باستان آورده که:
به نظر مؤلف مُغستان تصحیفی است که نویسندگان خارجه کرده اند، مُغستان مِهستان بوده و این کلمه از مِه آمده، که به معنی بزرگ است، پس مُغستان به معنی انجمن مُغ ها نیست، چنان که برخی می انگارند، بلکه به معنی مجلس بزرگان است. بهترین دلیل آن که این مجلس تنها از مُغ ها تشکیل نمی یافت، بعکس اعضای ناروحانی بیشتر بود.
نوشتاری از دکتر نوشیروان کیهانی زاده در تار نما روزشمار تاریخ ایران (برداشت آزاد با یادکرد منبع)
مبنای محاسبه روز نوروز
نوروز
مهرداد اول
برخی نویسندگان بیگانه این مجلس را مُغستان می نامند ولی حسن پیرنیا نویسندهٔ کتاب ایران باستان آورده که:
به نظر مؤلف مُغستان تصحیفی است که نویسندگان خارجه کرده اند، مُغستان مِهستان بوده و این کلمه از مِه آمده، که به معنی بزرگ است، پس مُغستان به معنی انجمن مُغ ها نیست، چنان که برخی می انگارند، بلکه به معنی مجلس بزرگان است. بهترین دلیل آن که این مجلس تنها از مُغ ها تشکیل نمی یافت، بعکس اعضای ناروحانی بیشتر بود.
نوشتاری از دکتر نوشیروان کیهانی زاده در تار نما روزشمار تاریخ ایران (برداشت آزاد با یادکرد منبع)
wiki: مهستان
پیشنهاد کاربران
مهستان از:مهست:بزرگ ترین - مهمترین - برگزیده ترین. . . . و:ان=علامت جمع درفارسی تشکیل شده که ( م ) و ( ه ) هردو باصدای زبرادامیشوندMAHASTANبه معنی بزرگترین ها - مهم ترین ها - برگزیده ترین ها که توضیح کامل این واژه ئ زیبای فارسی در لغتنامه ئ ارجمند دهخدا ذکرشده. این واژه باتغییرصدای ( ه ) باخوانش MAHESTANیک غلط مصطلح است که معنی قابل توجهی ندارد ( شایدبعنوان جایگاه ماه وحتی گاه جایگاه محبوب ومعشوق ماه چهره بکارگرفته شود که معنای صحیح واژه راندارد وآنرا تخریب میکند
این نام همریشه با واژه های میهن و میهمان است که همه این واژها به چم بزرگ و ارجمند است
مهستان
همان گونه که می دانیم در پارسی کِهْ به معنای کوچک و مِهْ به معنای بزرگ است ؛
از سویی پسوند ستان دستِ کم در دو کلمهٔ تابستان و زمستان پسوند زمان است و در بیشتر کلمات پسوند مکان است مانند گلستان ؛
پس تلفظ درست این کلمه مِهِسْتانْ به معنی جای بزرگان است .
همان گونه که می دانیم در پارسی کِهْ به معنای کوچک و مِهْ به معنای بزرگ است ؛
از سویی پسوند ستان دستِ کم در دو کلمهٔ تابستان و زمستان پسوند زمان است و در بیشتر کلمات پسوند مکان است مانند گلستان ؛
پس تلفظ درست این کلمه مِهِسْتانْ به معنی جای بزرگان است .
کلمات دیگر: