کلمه جو
صفحه اصلی

دیو غولی

فرهنگ فارسی

بمعنی دیو غول است که سلعه باشد .

لغت نامه دهخدا

دیوغولی. [ وْ ] ( ص نسبی ، اِ مرکب ) بمعنی دیوغول است که سلعة باشد. ( برهان ).


کلمات دیگر: