ابن الزمان از اعلام است
افرائیم
فرهنگ فارسی
ابن الزمان از اعلام است
لغت نامه دهخدا
افرائیم. [ ا ] ( اِخ ) ابن زرعة. از اعلام است و رجوع به عیون الانباء و فهرست آن شود.
افرائیم. [ ] ( اِخ ) ابن الزمان. از اعلام است و رجوع به عیون الانباء و قاموس الاعلام ترکی شود.
افرائیم . [ ] (اِخ ) ابن الزمان . از اعلام است و رجوع به عیون الانباء و قاموس الاعلام ترکی شود.
افرائیم . [ ا ] (اِخ ) ابن زرعة. از اعلام است و رجوع به عیون الانباء و فهرست آن شود.
افرائیم . [ اِ ] (اِخ ) پسر دوم یوسف که نام خود را بیکی از طوایف داده است . (از لاروس و فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به مجمل التواریخ و فهرست آن و قاموس الاعلام ترکی شود.
افراییم. [ ]( اِخ ) ابن الزفان بن حسن بن اسحاق مکنی به ابوکثیر. یکی از مشاهیر اطبای عرب و از تلامیذ طبیب مشهور علی بن رضوان بوده. وی در زمان افضل بن امیرالجیوش در مصر بطبابت اشتغال داشت. او طبیبی بسیار حاذق بود و عشقی بخصوص بجمع و استنساخ کتب داشت و همیشه جمعی از مستنسخان در منزل او مشغول بکار بودند و علاوه بر کتب بسیاری که افضل بن امیرالجیوش نامبرده از افرائیم خریداری کرد و کتابخانه ای تأسیس نمود، باز هنگام وفات بیش از دوهزار جلد کتاب از وی باقی مانده و یک مجموعه بسیار مفید موسوم به «تعالیق و مجربات » بوجود آورد و دو کتاب دیگر بنامهای «التذکرة الطبیه فی مصلحة الاحوال البدنیه و مقاله فی التقریر القیاسی علی ان البلغم یکثر تولده فی الصیف و الدم و المرارالاصفر فی الشتاء». وی پیرو مذهب موسی بود. ( از قاموس الاعلام ترکی ).
افراییم . [ ](اِخ ) ابن الزفان بن حسن بن اسحاق مکنی به ابوکثیر. یکی از مشاهیر اطبای عرب و از تلامیذ طبیب مشهور علی بن رضوان بوده . وی در زمان افضل بن امیرالجیوش در مصر بطبابت اشتغال داشت . او طبیبی بسیار حاذق بود و عشقی بخصوص بجمع و استنساخ کتب داشت و همیشه جمعی از مستنسخان در منزل او مشغول بکار بودند و علاوه بر کتب بسیاری که افضل بن امیرالجیوش نامبرده از افرائیم خریداری کرد و کتابخانه ای تأسیس نمود، باز هنگام وفات بیش از دوهزار جلد کتاب از وی باقی مانده و یک مجموعه ٔ بسیار مفید موسوم به «تعالیق و مجربات » بوجود آورد و دو کتاب دیگر بنامهای «التذکرة الطبیه فی مصلحة الاحوال البدنیه و مقاله ٔ فی التقریر القیاسی علی ان البلغم یکثر تولده فی الصیف و الدم و المرارالاصفر فی الشتاء». وی پیرو مذهب موسی بود. (از قاموس الاعلام ترکی ).
افراییم . [ اِ ] (اِخ ) نام پسر دوم یوسف و جد اعلای یکی از اسباط دوازده گانه است . (از قاموس الاعلام ترکی ). و رجوع به کتاب مذکور و تاریخ گزیده صص 50 - 51 شود.
پیشنهاد کاربران
که به معنی �پر ثمر، یا، پر ثمر ساختن� است{با ریشه عبری}.
و یوسف علت نامگذاریش را اینگونه بیان میکند :�، زیرا گفت: �خدا مرا در سرزمینِ مذلتم بارآور ساخته است. �