کلمه جو
صفحه اصلی

مزکت

فرهنگ فارسی

( اسم ) مسجد : تو مشرف تری ز هر مردم همچو بیت الحر ز هر مزکت . ( سوزنی رشیدی ) یا مزکت آدینه . مسجد جمعه مسجد جامع : با چنین ماه چنین جشن بود همچو در مزکت آدینه سرای . ( فرخی )

لغت نامه دهخدا

مزکت. [ م َ ک ِ ] ( اِ ) مزگت. رجوع به مزگت شود. || مسجد کوچک. ( ناظم الاطباء ).


کلمات دیگر: