چشنده
مزه کش
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مزه کش. [ م َ زَ / زِ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) مزه کشنده. متلذذ. ( آنندراج ). چشنده :
همچو طفل گرسنه پیر خرد
مزه کش از سر بنان من است.
همچو طفل گرسنه پیر خرد
مزه کش از سر بنان من است.
حسین ثنائی ( از آنندراج ).
کلمات دیگر: